خرید بک لینک

دلتنگ کودکی ام

یادش بخیر!

قهر میکردیم تا قیامت

و لحظه ای بعد قیامت می شد . .

مرا به آرامشی مهمان کن

آغوشت را بگشای

می خواهم

به خانه ام باز گردم . . .

امشب نبودنت را به گریه نشستم

و

دست خیالت اشکهای مرا پاک می کرد

دلم جایی , جا مانده است

تو آیا او را ندیده ای ؟!

یادم می آید در پی تو تند دوید

صدایش می زدم

اما

نشنید او صدای مرا

و من . . .

منتظر مانده ام تا برگردد به ویرانه خویش . . .

برچسب: نویسنده: ایوب تاريخ: پنجشنبه 2 خرداد 1392 ساعت: 21:36

صفحه بندی